در قرآن برای وجوب حجاب و حدود آن، به چهار آیه که صراحت بر آن دارند تمسک شده
ولی در مورد حفظ عفت و پاسداری از حریم آن، در قرآن بیش از ده آیه وجود
دارد.که ما به بررسی تنها دو آیه میپردازیم.ابتدا، در روزهاى پایانى سال پنجم هجرى، در جریان ولیمه ازدواج پیامبر(ص) با زینب
بنت جحش آیه حجاب همسران پیامبر(ص) بر آن حضرت
نازل شد.
در مرحله دوم، خویشاوندان نسبى از دایره این حکم بیرون شدند و آنان اجازه یافتند با
همسران پیامبر(ص) بى آن که پرده اى در بین باشد، سخن بگویند.
در مرحله سوم، جلباب (چادر) به عنوان حقى براى همسران و دختران پیامبر(ص) و زنان
مؤمن قرار داده شد.
در مرحله چهارم، آیات سوره نور احکام حجاب بانوان را روشن ساخت.
در مرحله پنجم، اجازه گرفتن براى ورود به محل استراحت بانوان محرم، مطرح شد.
ایه اول در سوره ودر مورد یکی از فلسفه های حجاب میباشد:(یا ایها النبى قل لازواجک و بناتک ونساء المؤمنین یدنین علیهنّ من جلابیبهن، ذلک
ادنى ان یعرفن فلایؤذین وکان اللّه غفوراً رحیماً.)9
اى پیامبر! به همسران و دختران خود و زنان مؤمن بگو: چادرهاى خود را بردوش گیرند.
این نزدیک تر است، براى این که شناخته(به پاکدامنی وخوبی ) و مورد آزار و اذیت قرار نگیرند و خدا
آمرزنده مهربان است.
حال، براى روشن شدن بهتر معناى آیه شریفه، به بررسى شأن نزولها و یکایک واژگان آیه
مى پردازیم.
1. تفسیر على بن ابراهیم:
(فانه کان سبب نزولها أنّ النساءکن یخرجن الى المسجد ویصلّین خلف رسول اللّه(ص) و
اذا کان باللیل خرجن الى صلاة المغرب والعشاء الآخر والغداة یقعد الشباب لهن فى
طریقهن فیؤذونهن ویتعرّضون لهن فأنزل اللّه: یا ایها النبی… وکان اللّه غفوراً
رحیما.)18
سبب نزول آیه این بود که: زنان براى گزاردن نماز، پشت سر رسول خدا(ص) از منزل خارج
مى شدند و شب هنگام که براى گزاردن نماز مغرب و عشاء و صبح، به سوى مسجد روان مى
شدند، جوانان بر سر راه آنان مى نشستند و به آزار و اذیت زنان نمازگزار مى
پرداختند. در این هنگام ا ین آیه شریفه را نازل فرمود. (برای ادامه بروی ادامه مطلب کلیک کنید)
براى جلباب معناها و نمونه هاى گوناگون در کتابهاى لغت و تفسیر ذکر شده است.
در روح المعانى چند معنى براى جلباب آورده شده است:
1. آنچه از بالا تا به پایین بپوشاند، مانند چادر.
2. مقنعه.
3. ملحفه.
4. هر لباسى که زن آن را روى لباسهایش بپوشد، مانند روپوش و….
5. هر آنچه با آن پوشش انجام بگیرد، چه عبا باشد و چه غیر آن.
6. لباسى گشادتر از سرپوش و کوچک تر از رداء.21
تفسیر مجمع البیان:
(الجلباب: خمار المرأة الذى یغطّى رأسها و وجهها اذا خرجت لحاجة.)22
جلباب، ردایى که سر و روى زن را مى پوشاند، وقتى که براى کارى از منزل خارج مى شود.
المیزان:
(هو ثوب تشتمل به المرأة فیغطّى جمیع بدنها، او الخمار الذى تغطّى به رأسها
ووجهها.)23
لباسى که تمامى بدن زن را در بر مى گیرد و مى پوشاند، یا سرپوشى که با آن، سر و روى
را مى پوشاند.
التفسیر الکاشف:
(وفى معناه اقوال: منها انّه رداء یغطّى المرأة من رأسها الى قدمیها ومنها انّه
الخمار الذى یغطّى رأسها و وجهها.)24
در معناى جلباب اقوالى است، از جمله:
1. ردایى که از سر تا پاى زن را بپوشاند.
2.سرپوشى که سر و روى زن را بپوشاند.
قاموس قرآن:
(جلابیب) جمع جلباب و در معناى آن اختلاف است:
راغب، آن را پیراهن و روسرى گفته (قمیص و خمار)
مجمع البیان در لغت فرموده: روسرى زن که وقت خارج شدن از منزل، سر و صورتش را با آن
مى پوشاند.
صحاح، آن را ملحفه (چادر مانند) گفته.
ابن اثیر، در نهایه آن را چادر و رداء معنى کرده و مى گوید: گفته شده.
مانند چارقد و مانند ملحف است.
در قاموس آمده: پیراهن و لباس گشاد، کوچک تر از ملحفه، یا چیزى است مثل ملحفه که زن
لباس خود را با آن مى پوشاند.
در نهج البلاغه، حضرت مى فرماید:
(سترنى عَنْکُم جِلبابُ الدین.)
و مى فرماید:
(مَنْ أَحبَّنا اهل البیت فلیستعدَّ للفقر جلباباً.)
هر که ما اهل بیت را دوست دارد، براى فقر لباسى آماده کند.
و نیز، به بعضى از کارگزارانش مى نویسد:
(فالبس لهم جلباباً من اللین.)
براى مردم لباسى از نرمى بپوش.
با این قرائن و آنچه از نهایه و صحاح و قاموس نقل شده مى شود گفت: جلباب
ملحفه و
لباس بالایى و چادر مانند است، نه فقط روسرى و خمار.بنابراین مى توان گفت:
مراد از (جلباب) در آیه شریفه، چادر و لباس سرتاسرى است; ولى
در زمانهاى بعدى، به لباس گشادى که بیش تر بدن را در خود مى گیرد و مى
پوشاند نیز،
جلباب مى گفته اند و کم کم به هر دو معنى گسترش یافته است.
خلاصه: واژه جلباب، به معناى چادر و همانند آن است، نه به معناى روسرى و پوشیه.
2-ایه بعدی از سوره نور ایه30 میباشد:
قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهنّ ویحفظن فروجهنّ ولایبدین زینتهنّ الا ما ظهر منها
ولیضربنّ بخمرهنَّ على جیوبهنّ ولایبدین زینتهنّ الاّ لبعولتهنّ او آبائهنّ او آباء
بعولتهنّ او ابنائهنّ او ابناء بعولتهنّ او إخوانهنّ او بنى اخوانهنّ او بنى
أخواتهنّ او نسائهنّ او ما ملکت ایمانهنّ أو التابعین غیر اولى الاربة من الرجال او
الطفل الّذین لم یظهروا على عورات النساء ولایضربن بارجلهنّ لیعلم مایخفین من
زینتهنّ وتوبوا الى اللّه جمیعاً ایها المؤمنون لعلّکم تفلحون.)
خداوند در این مرحله، به زنان پارسا و مؤمن فرمان مى دهد: چشمان خود را از نگاههاى
ناروا فرو گیرند، اندام خود را بپوشانند، زینت و آرایش خود را به جز آن جا که
ناگزیر آشکار مى شود، بر بیگانه آشکار نسازند، سینه و دوش خود را به مقنعه
بپوشانند، زینت و جمال را نشان ندهند، جز براى محرمهاى سببى و نسبى و یا زنان و
کنیزکان و کودکان ناآگاه بر عورت زنان، چنان پا به زمین نکوبند که خلخال و زیورشان
بیرون آید و آشکار شود.
. در شأن نزول آیه نخست از قول امام باقر(ع) آمده است:
(استقبل شاب من الانصار امرأة بالمدینه و کان النساء یتقنّعن خلف آذانهنّ فنظر
الیها وهى مقبلة فلما جازت نظر الیها ودخل فى زقاق قد سمّاه ببنى فلان فجعل ینظر
خلفها واعترض عظم فى الحائط او زجاجة فشق وجهه فلمّا مضت المرأة نظر فاذا الدِّماء
تسیل على صدره وثوبه فقال واللّه لآتین رسول اللّه(ص) ولأخبرنّه قال: فأتاه. فلمّا
رآه رسول اللّه(ص) قال له: ما هذا؟ فاخبره فهبط جبرئیل(ع) بهذا الآیة: قل للمؤمنین
یغضّوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکى لهم انّ اللّه خبیرٌ بما یصنعون.)43
در مدینه، جوانى از انصار، با خانمى روبه رو شد. زنان در آن زمان، مقنعه ها را پشت
گوشها مى انداختند. جوان نگاه را به آن خانم دوخت و او همچنان به راه خود ادامه مى
داد. هنگامى که زن از برابر وى رد شد، باز به زن نگاه مى کرد و را ه خود را ادامه
مى داد. تا داخل کوچه اى شد ـ که حضرت نام کوچه را ذکر کرد ـ و همچنان که به پشت سر
نگاه مى کرد، استخوان، یا شیشه اى که در دیوار بود، صورت وى را درید. هنگامى که زن
از جلو چشمش ناپدید شد، به خود آمد، دید خون بر لباس و سینه اش، جریان دارد.
پیش خود گفت: به خدا سوگند، نزد رسول خدا(ص) مى روم و او را از واقعه مى آگاهانم.
هنگامى که نزد پیامبر(ص) آمد و حضرت او را به آن حالت دید، فرمود: این چه حالتى
است؟
جوان داستان را براى حضرت باز گفت: آن گاه جبرئیل(ع) بر پیامبر نازل شد با این آیه
شریفه: اى رسول ما، به مؤمنان بگو: چشمهاى خود را فرو نهند و عورتهاى خود را حفظ
کنند. آن براى ایشان بهتر است. همانا، خداوند به آنچه انجام مى دهند، آگاه است.
6. از شأن نزول و همچنین از آیه (قل للمؤمنات) بر مى آید که زنان مدینه سر و بدن
خویش را مى پوشانده اند، ولى بخشهایى از سروسینه خود را نمى پوشانده اند. بنابراین،
آیه، درباره آن قسمتهایى که پوشیده نمى شده، دستورهایى داده است.